صاعقه
یکشنبه ی قبل ساعت ۶ و نیم عصر بلیط داشتیم با دو نفر از دوستام برای پیدا کردن لوکیشن کار جدید بریم اهواز پرواز شرکت ماهان بود.به کانتین که رسیدیم فرمودن پرواز کنسل شده و اگه خوش شانس باشیم با پرواز شرکت آسمان که فوکر بود ساعت ۷ و نیم میریم خلاصه با کلی پارتی بازی مدیر تولید شدیم مسافر هواپیمای فوکر ۱۰۰ چه هواپیمایی!! یه اتوبوس با دوتا بال. البته همه ی مسافرا اومدن و روسیاهیش موند به پارتی بازی.
چند ده دقیقه ای از پرواز گذشته بود ولی هنوز چراغ کمربند ایمنی روشن بود از میهماندار طلب آب کردیم گفتند اجازه ی بلند شدن ندارن تا چراغ مذکور خاموش نشه به هر شکلی بود مهماندارا زحمت شام رو بی اجازه کشیدن هنوز یه قاشق نخورده بودیم که یهو هواپیما بشدت شروع کرد به تکون خوردن اول یه ذره خودمونو کنترل کرذیم ولی دیدم تموم نمیشه که شدتش هم بیشتر میشه خیلی شدید شد یه هو همه ی هواپیما مثل فلش دوربین روشن و خاموش شد دیدیم بله هوا داغونه و داره زیر بال هواپیما با هزاران لیتر بنزین رعد و برق میزنه به شدت فقط کافی بود یکیش بگیره به بال همه پودر شده بودیم . خیلی لحظات نفس گیری بود چشم هامو بستم رفتم تو رویا الان خونه مون چه خبر بود الان مشهد حرم آقا ....حرم اقا؟؟؟ ای ول سریع متوسل شدم یا امام رضا نوکرتم یا ابالفضل خیلی چاکریم
جان ما این دفه سالم برسیم
ای خدا ....خیلی سخت بود بعد شروع کردم توبه کردن اووووووه چقدر برای توبه کردن دیر بود از زمین و آسمون دستم کوتاه بود یه هو یادم اومد عکس العمل مهماندارا خیلی مهمه اگه چیز جدی باشه اونا زودتر میفهمن چشمامو که واکردم دیدم واااای مهماندارا بشدت نگران و در حال ذکر گفتن و دعا کردن اند دیگه داستان برام داشت جدی می شد
خیلی برای مردن ناآماده بودم ولی تنها کاری که از دستم برمی اومد توبه بود و شهادتین و البته توسل یه هو صدای دینگ خاموش شدن کمربند شنیده شد و یه هو هوا خوب شد همه لبخند زدن و برای بغل دستی هاشون از اون ۴۰ =۵۰ دقیقه گفتن
و من فقط به این فکر کردم که چقدر برای اون ور اماده م؟////
از هواپیما داشتیم پیاده می شدیم به مهماندار گفتم چه خطرناک بود ،گفت نه بابا هیچ هواپیمایی به خاطر صاعقه نمی افته!۱
دیشب اخبار داشت خبر سقوط یه هواپیمای پاکستانی رو به دلیل صاعقه می داد.



